| تعداد نشریات | 31 |
| تعداد شمارهها | 834 |
| تعداد مقالات | 8,015 |
| تعداد مشاهده مقاله | 14,852,514 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 9,586,534 |
معرفی آنند رام مخلص لاهوری و نسخه ی«هنگامه ی عشق» | ||||||||||||
| مطالعات شبه قاره | ||||||||||||
| مقاله 1، دوره 5، شماره 16، آذر 1392، صفحه 7-32 اصل مقاله (1.16 M) | ||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22111/jsr.2013.1263 | ||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||
| آنند رام (Anand Ram)، متخلص به «مخلص«، شاعر و نویسنده ی پارسىگوی قرن دوازدهم هجری، در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع لاهور(Lahore) به دنیا آمد. مخلص در شاعری از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل پیروی مىکرد و از بهترین شاگردان او بود؛ ولى سخنش از پیچیدگیها و نازک خیالیهای معمّاواری که در شعر بیدل دیده مىشود، خالى است. علاوه بر قریحه ی سرشار آنند رام در شاعری، ذوق نکتهیابى و نقّادی وی نیز شایسته ی توجّه است و سبک نگارش او در نثر هم به متانت و روانى مشهور بوده است؛ به گونهای که مخلص را یکی از بهترین نویسندگان آن روزگار خواندهاند. هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانهای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد پدماوت (Padmavat)، یکی از افسانههای باستانی هند، سروده ی ملک محمّد جایسی، با نثری شاعرانه و زیبا به رشته ی تحریر درآورد. در این نوشتار، به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته شده است. | ||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||
| آنند رام مخلص؛ هنگامه ی عشق؛ داستان عاشقانه؛ نسخه ی خطی | ||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||
|
چکیده آنند رام (Anand Ram)، متخلص به «مخلص«، شاعر و نویسنده ی پارسىگوی قرن دوازدهم هجری، در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع لاهور(Lahore) به دنیا آمد. مخلص در شاعری از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل پیروی مىکرد و از بهترین شاگردان او بود؛ ولى سخنش از پیچیدگیها و نازک خیالیهای معمّاواری که در شعر بیدل دیده مىشود، خالى است. علاوه بر قریحه ی سرشار آنند رام در شاعری، ذوق نکتهیابى و نقّادی وی نیز شایسته ی توجّه است و سبک نگارش او در نثر هم به متانت و روانى مشهور بوده است؛ به گونهای که مخلص را یکی از بهترین نویسندگان آن روزگار خواندهاند. هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانهای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد پدماوت (Padmavat)، یکی از افسانههای باستانی هند، سروده ی ملک محمّد جایسی، با نثری شاعرانه و زیبا به رشته ی تحریر درآورد. در این نوشتار، به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته شده است.
کلید واژه ها: آنند رام مخلص، هنگامه ی عشق، داستان عاشقانه، نسخه ی خطی. مقدّمه نسخههای خطّی، از مهمترین و بازرترین دلایل و مدارک برای جلوه دادن هویّت واقعی ملل و فرهنگ و تمدن اقوام مختلف است؛ چرا که در هر دوره، معمولاً بزرگان و دانشمندان قوم، دستی در کتابت داشتند و به دلیل مشکلات در کتابت و کمبود ابزار آن، سعی بر این بوده تا بهترین تجربهها و اندوختهها تحریر گردد. نسخههای خطّی در هر زبان، سند هویّت آن زبان و ابزار انتقال دانش و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است. با توجّه به این که این آثار در طی زمان با خطر دگرگونی و فراموشی روبرو هستند، ضرروی است که از طریق تصحیح، غبار فراموشی و نابودی از چهره ی آن ها زدوده شود و به صورت مطلوب و مقبول به آیندگان عرضه گردد. «انجام هرگونه نقد در متون ادبی، وابسته به وجود متنی درست و معتبر است؛ زیرا منتقد باید اطمینان حاصل کند که به بررسی همان اثری میپردازد که اصالتاً از زیر دست صاحب اثر بیرون آمده است»(امامی،1337: 103) به قول دیوید دیچز (David Daiches) «تصحیح، مقدّمهای برای هرگونه ارزیابی انتقادی است»(دیچز، 1366: 502) تاریخ ادبی، علمی، اجتماعی یا سیاسی هر ملتی، تنها زمانی میتواند به شیوهای کاملاً عینی به نگارش درآید که بر مآخذ اصلی تکیه داشته باشد و بیتردید یکی از سرچشمههای این مآخذ اصلی، نسخههای خطی است که آیینه ی فرهنگ و ادبیات ملّتها محسوب می شوند. «هدف و غایت نقد و تصحیح متون ادبی آن است که از روی نسخ خطّی موجود، نسخه ی اصلی یا قریب به اصل یک اثر را احیا و مرتّب و مدوّن کنند و آن را به صورتی عرضه دارند که خواننده ی اهل تحقیق بتواند یقین و اطمینان حاصل کند که اگر اصل یک اثر را در دست ندارد، نسخهای از آن را دارد که به صورت اصلی و شکلی که مصنّف و مؤلّف اصل نوشته است، به نهایت درجه نزدیک است.»(زرین کوب،1371: 27)
پیشینه ی تحقیق نسخه ی هنگامه ی عشق تا کنون تصحیح و چاپ نشده، اما درباره ی آنند رام و آثار او در تذکرههای مختلف از جمله: خزانه ی عامره تألیف آزاد بلگرامی، سفینه ی هندی تألیف بهگوان داس، سفینه ی خوشگو تألیف بندرابن داس، مجمع النفائس تألیف سراج الدین علی خان آرزو، صحف ابراهیم تألیف خلیل بنارسی، ریاض الشعرا تألیف واله داغستانی، نتایج الافکار تألیف گوپاموی، شمع انجمن تألیف نواب صدیق خان و خازن الشعرا تألیف محمد میرنجان مطالبی آمده است. همچنین در دانشنامه ی ادب فارسی در شبه قاره، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ادبیات فارسی در میان هندوان تألیف سید عبدالله و نیز در مقالات داستان پدماوت در ادبیات فارسی از امیرحسن عابدی، تعامل ادبیات فارسی با فرهنگ هندوان از خان محمد عامر و پری خانه از عارف نوشاهی به اختصار به معرفی مخلص و آثار او از جمله هنگامه ی عشق، پرداخته شده است. در حال حاضر تصحیح انتقادی نسخههای «هنگامه ی عشق» و «کارنامه ی عشق»، دو اثر داستانی آنند رام مخلص به عنوان رساله دکتری این جانب، در حال انجام است که در ادامه به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته خواهد شد.
نثر فارسی و ادبیات داستانی در شبه قاره زبان و ادبیات فارسی، به دلیل غنای فرهنگی، ادبی، هنری و علمی خود، پس از نفوذ در شبه قاره هند، از زمان محمود غزنوی، بسیار مورد توجّه و ستایش عارفان، شاعران، نویسندگان، مورّخان و دانشمندان هندی قرار گرفت؛ به گونهای که آنان نیز در پرورش این زبان، نقش به سزایی داشتند و با خلق آثار و شاهکارهای ادبی و علمی، عشق و علاقه ی خود را نسبت به آن ابراز کردند. «این منطقه ی جغرافیایی با زیرساخت فرهنگ هندی و سانسکریت، به نوبه ی خود مسبّب دگرگونیهایی بود که در ادب فارسی روی داد؛ یکی از جنبههای این دگرگونی، گرایش نثر فارسی به سادگی بود که آن را کمکم از زیر بار نثر مقفّای عربی و نامفهوم منشیانه خلاص کرد و به گفتگوی طبیعی نزدیکش ساخت.»(شفیعی کدکنی،1378: 53) البته نثر فارسی رایج در هند نثری بود که رو به تصنّع و تکلّف داشت و در آن قصد اظهار فضل و اطّلاع به چشم میخورد. در این نثر به تکلّفات و زواید بیشتر توجه میشد تا به اصل معنی و موضوع. در آثار منثور فارسی هندوان در قرنهای دهم تا دوازدهم هجری، ضعف تألیف ناشی از عدم رعایت قوانین لغوی و دستوری، مانند به کار بردن فعلهای وصفی، حذف فعل بدون قرینه لفظی یا معنوی، دیریابی معنی، پیچیدهگویی و... دیده میشود. هرچند در بعضی از کتب تاریخی و داستانی که در نگارش آن ها حدّ وسط رعایت شده، سبک انشا، عادی و طبیعی است. «زبان فارسی در سال990 هجری به فرمان اکبرشاه، در هند زبان رسمی حکومت شد و از این دوره توجّه به زبان فارسی رونق یافت. نثر این دوره دنباله ی سبک و سیاق قرن نهم و دهم هجری است و تغییر حکومت، اثری در شیوه ی نثر نداشت؛ امّا محتوای نثر یعنی مطلب و اندیشههای آن در حال تغییر و تحوّل بود.»(رستگار فسایی،1380: 510) «بعد از مرگ اورنگ زیب، دوره ی دوم تیموریان که دوره ی فروپاشی و انحطاط این سلسله است، شروع شد. پادشاهان این دوره، توجّه کمتری به امور فرهنگی و ادبی نشان دادند و همین امر باعث شد که زبان فارسی کمکم جایگاه خود را در بین هندوان از دست بدهد. با این وجود، هندوان شایستهای نیز در این دوران به چشم میخورند که آثار چشمگیری از خود بر جای گذاشتند. در زمان بهادر شاه ظفر دوم، آخرین پادشاه خاندان مغول، زبان فارسی، دوباره آن هم تا حدودی اهمیت و رونق یافت.»(عامر، 1383: 67) از عهد جهانگیر تا زوال مغولان (قرن11-13هجری) که اوج شکوفایی زبان فارسی در هند بود، هندوان آثار پرارزش و سودمندی به زبان فارسی، بهویژه در زمینه ی شعر، داستان، تاریخ و انشا به وجود آوردند. از قرن یازدهم گروهی از شاعران و نویسندگان پارسی زبان به ترجمه ی آثار هندی به فارسی علاقهمند شدند و بسیاری از کتابهای داستان هندوان به فارسی ترجمه شد. جریان داستانپردازی به موازات ایران، در شبه قاره نیز رونق ویژهای یافت. این سنّت بعد از روابط گسترده ی فرهنگی ایران و هند در عهد تیموریان و گورکانان هند در شبه قاره نیز با توجّه به زمینهها و مایههای فرهنگی آن سرزمین به حدّ اعجابآوری گسترش یافت. مهاجرتهای وسیع و گروهی شاعران ایران به هند، از یک سو و ترجمه ی کتابهای مختلف به وسیله ی نویسندگان از سوی دیگر و همچنین رسمیّت یافتن زبان فارسی در شبه قاره در طول چندین قرن، باعث امتزاج ادبیات داستانی و بهویژه ادبیات شفاهی هند و ایران شده است. ترجمههای متعدّد و مختلفی که از داستانهای هندی به فارسی شده، تأثیر فراوانی در گسترش این داستانها در میان ایرانیان داشته است. «شبه قاره ی هند همواره خاستگاه بسیاری از افسانههای رایج و قصّهها بوده و داستان نقش مهمی در آموزش و پرورش مردم هند داشته است. از طرفی این شبه قاره، خاستگاه ادیان بزرگی چون بودایی، هندویی و فرقه ی جین است که اغلب کتب دینی آنان را داستان و حکایت تشکیل میدهد. یکی از موضوعات داستانی رایج در این شبه قاره، داستانهای عاشقانه است که جز محتوای برخی داستانها که تأثیر آیینهای هندی را در آن میتوان به خوبی مشاهده کرد، بیانگر تأثیر عمیق ادب فارسی و فرهنگ غنی آن در این داستانها و منظومهها است.»(ذوالفقاری، 1389: 50) «اگرچه در آغاز، داستانهای معروف ایرانی مانند شاهنامه و خمسه ی نظامی سرمشق صدها داستاننویس مقلّد در ایران و هندوستان گردید؛ ولی این سیر کمکم در هند موجب ظهور داستانهای بومی و خالص هندی و نقل آن به شعر فارسی گردید. برای مثال میتوان پنج داستان معروف هندی: کامروپ و کاملتا (Kamrup & Kamlata)، مدهومالت و منوهر (Madhumalti & Manohar)، پدماوت (Padmavat)، پنون و سیسی (Punnun & sassi) و هیر و رانجها (Hir & Ranjha) را ذکر کرد.»(رضازاده شفق، 1336: 7) ترجمه ی داستانهای حماسی و عاشقانه ی هند به فارسی، تأثیر زیادی بر ادب فارسی داشته است. «تأثیرپذیری ادبیات فارسی از ادب هند، به ویژه در دوره ی تیموریان و عهد اکبرشاه، یعنی در فاصله ی نخستین سالهای سده ی دهم و میانه ی قرن دوازدهم قمری به اوج خود رسید و در این راه، تشویقهای پادشاهان و فرمانروایان هند و دکن مایه ی اصلی این پیشرفت بوده است. رواج داستاننویسی در این دوره به شکل نقل دوباره ی داستانهای قدیم یا ترجمه ی داستانهای هندی از زبان سانسکریت به فارسی و به نظم درآوردن آن ها به وسیله ی گویندگان و سرایندگانی است که زبانشان فارسی است و در شبه قاره زندگی میکردند.»(صدیقی،1377: 52) یکی از این داستانهای باستانی هند، داستان پدماوت است که در اواسط قرن دوازدهم هجری به وسیله ی آنند رام مخلص از هندی به فارسی برگردانده و نام هنگامه ی عشق بر آن نهاده شد.
معرفی آنند رام مخلص لاهوری آنند رام، شاعر و نویسنده ی پارسىگوی هند، متخلص به «مخلص» در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع لاهور (Lahore) به دنیا آمد. بیشتر تذکرهنویسان به سال تولّد او اشارهای نکردهاند. در دانشنامه ی جهان اسلام، تولّد او حدود 1109ق. ذکر شده است (انوشه،1380 :2323) در دایرﺓالمعارف ایرانیکا نیز سال تولّد او 1111 ق. آمده است. با این اوصاف و نیز با توجّه به این که او در هنگام نگارش کتاب پریخانه (1144ق.) 37 ساله و نیز در هنگام تألیف کتاب دیگرش، مرآهالاصطلاح (1157 ق.) 45 ساله بوده؛ بنابراین باید تولّد او را بین سالهای 1107 تا 1112 ق. دانست. پدر مخلص، راجه هرده رام (Hirday Ram) چهتری لاهوری، از طبقه ی چهتریان (چهتری، کهتری یا کشتری، طبقه ی امیران و سپاهیان در هند) بود که از طبقات صاحب نفوذ هند محسوب مىشدند. آنند رام نیز از موقعیّت ممتاز اجتماعى بهرهمند بود و در 1132ق. (1719م.) وکیل سیفالدوله عبدالصمدخان ناظم صوبه ی لاهور و ملتان (Multan) و نیز وکیل نواب اعتمادالدوله قمرالدین خان بهادر آصفجاه نظامالملک گردید و در همان سال از جانب محمد شاه، لقب «رای رایان» دریافت کرد. سراجالدین علیخان اکبرآبادی ملقب به استعدادخان و معروف به «خانِ آرزو» (1169-1099ق.) شاعر، عارف و دانشمند هندی که در سال 1132ق. (1720م.) در دهلی(Delhi) اقامت گزید، به خدمت آنند رام درآمد و از او منصب «جاگیر» (تیول) یافت. آرزو ضمن اشاره به دوستى 30 ساله ی خود با وی، حضور او را در شاهجهانآباد (Shahjahanabad)، سبب اقامت خود در آن شهر مىدانست.(بهگوان داس،1958: 197) عبارت «خان» که در ابتدای تخلص آرزو آمده، طبق گفته برخی تذکره نویسان به خاطر یکی از نزدیکترین دوستانش یعنی «آنند رام مخلص» به او داده شده است.(سیدعبدالله،1371: 117) بیشتر تذکرهها اشاره دارند که پس از حمله ی نادر به دهلى(1150-1151ق./1737- 1738م.) آنند رام، انزوا گزید و خانهنشین شد و در سال 1164ق. (1751م.) در چهارمین سال حکومت احمدشاه در پى بیماری نفثالدم(استفراغ خون) درگذشت(بهگوان داس1958 :196) همچنین گوپاموی (Gupamoy) در تذکره ی نتایج الافکار، سال مرگ مخلص را 1140 ق. عنوان کرده و آفتاب رای لکهنوی (Aftab Ray Lakhnawi) در ریاضالعارفین، به کشته شدن او در لشکرکشی ایران به هند، اشاره داشته که این اقوال، با توجّه به شواهد بسیار، از جمله تألیف برخی از آثار او همچون هنگامه ی عشق و کارنامه ی عشق، پس از این سالها، کاملاً مردود است. مخلص در شاعری از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل پیروی مىکرد و از بهترین شاگردان او بود؛ ولى سخنش از پیچیدگیها و نازک خیالیهای معمّاواری که در شعر بیدل دیده مىشود، خالى است. به گفته ی بهگوان داس(Bhagvan Das) «طور کلامش ماورای طور استاد است.»(بهگوان داس،1958: 197) در تذکره ی شمع انجمن، مخلص، شاگرد بیدل و مربی آرزو اکبرآبادی معرّفی شده است.(نواب صدیقخان، 1386 :653) کلّیّات اشعار او را بالغ بر 50 هزار بیت گفتهاند که گزیدههایى از آن ها به طور پراکنده در تذکرهها آمده است. علاوه بر قریحه ی سرشار آنند رام در شاعری، ذوق نکتهیابى و نقّادی وی نیز شایسته ی توجّه است و سبک نگارش او در نثر هم به متانت و روانى مشهور بوده است. در تذکره ی ریاض الشعرا، از مخلص چنین تمجید شده است: «از جماعت هنود در این جزو زمان، کسی به خوش محاورگی او نیست.»(واله داغستانی،1384: 2209) «مخلص از بهترین نویسندگان روزگارش بود. محمدشاه وی را مأمور نوشتن نامهای به پادشاه صفوی در تهنیت جلوس او به نثری مصنوع و سنگین، به پیروی از سبک ابوالفضل علّامی کرد؛ امّا سبک نثرنویسی خود مخلص ساده و بیتکلّف است. او در نثرش واژگان هندی به کار میبرد و نامهای هندی و فارسی را به هم اضافه و ترکیب میکند؛ ولی نوآموزان را از این کار برحذر میدارد.»(انوشه،1380: 2324) آنند رام را برای تمایز از شعرای دیگری که با تخلص «مخلص» شعر مىگفتند، مخلص هندی یا مخلص لاهوری خواندهاند. آثار آنند رام مخلص 1- هنگامه ی عشق(1152ق./1739م.): داستان عاشقانهای است به نثر درباره ی کنور سندر سین (Kunver Sundar Sen) و رانى چند پربها (Parbha Rani Chand) 2- کارنامه ی عشق(1144ق./1731م.): داستان عاشقانهای است به نثر، درباره ی شاهزاده ی چینى «گوهر» و شاهزاده خانم «مملَکَت». 3- پریخانه (1144ق./1731م.): مقدّمهای است بر مجموعهای از آثار خطّاطان و نقّاشان. 4- رقعات مخلص(1149ق./1736م.): مجموعه ی نامههای اوست. 5- مجموعه ی یادداشتهای پراکنده، شامل نامههای آنند رام به خطّ خود او، اسناد و اشعار گردآورده ی او، نامههای پدرش، نامهای از على حزین لاهیجی خطاب به او، عریضه ی او به نواب صاحب وزیر ممالک، نامههای او به عبدالمجید خان و ... که اغلب این نوشتهها به تاریخ 1155ق. باز مىگردد. 6- مرآتالاصطلاح(1157ق./1744م.): فرهنگنامهای است از تعبیرات و اصطلاحات شاعرانه و ضربالمثلها، با شواهدی از شعر پارسى. این کتاب شامل نکتههایى درباره ی اوضاع دربار دهلى و شخصیتهای معروف آن زمان نیز هست. آنند رام، این کتاب را از آن جهت نوشت که متوجّه شده بود در زمان وی (اواخر عهد گورکانیان)، معیار صحیح و مستندی برای تلفّظ درست واژگان فارسی وجود ندارد و همچنین اکثر مردم، فقط به فارسی نوشتاری آشنایی دارند و متوجّه محاورات روزانه ی رایج در میان ایرانیان نمیشوند .این کتاب در سال 1993م. به کوشش تسنیم احمد چاپ شده است. 7- چمنستان(1159ق./ 1746م.): مجموعهای است از لطیفهها، کنایات و نکات ظریف، اشاراتى بر احوال بعضى از معاصران و توصیفاتى از درختان، گلها و میوهها، به نثر مرصّع که در چهار «چمن» و هر چمن در دو «گلدسته» ترتیب یافته است. چهار چمن عبارتند از: 1- نقلهای شیرین و شورانگیز و نقلهای هزلآمیز2- بعضی احوال مسموعی و وقوعی، حقیقت بعضی از درختان وا نواعی از فواکه 3- فوایدی چند شامل نکات حکمت و اندرزها 4- لطایف بعضی مردم، لطایفی که بعضی اوقات بر زبان مؤلّف گذشته بود. این کتاب در سال 1294ق. در لکهنو (Lakhno) به چاپ رسیده است. 8- بدایع وقایع: خاطرات شخصى نویسنده و ذکر وقایع زمان او در شمال هند است. این کتاب در سالهای مختلف نوشته شده و مشتمل بر چهار بخش است: بخش اول: شرح حمله ی نادر به هند و جنگ او با محمد شاه که به نام تذکره ی آنند رام نیز شهرت دارد و قسمتهایى از آن در جلد هشتم تاریخ هند(History of India) تألیف الیوت(Elliot) و داوسون(Dawson) به انگلیسى ترجمه شده است.از این بخش کتاب به اشتباه در برخی تذکرهها با عنوان تذکره مخلص یاد شده است. بخش دوم: احوال سیزده روزه ی سفر گرهموکتیسر(Garhmuktesar) که در ذیالقعده ی 1156ق. نوشته شده است. بخش سوم: احوال سفر بنگره(Bingarh) که در محرّم و جمادیالاول 1158ق. انجام یافته است. این بخش نیز به کوشش سیدعلی اظهر در رامپور(Rampur) به سال 1365ق. با عنوان سفرنامه ی مخلص به چاپ رسیده است. بخش چهارم: نسخه ی سوانح احوال که درباره ی وقایع پنجاب(Punjab) از جمادیالثانى 1158 تا جمادی الثانى 1161ق. است. این بخش به کوشش مولوی محمد شفیع چاپ شده و در جلد پنجم مقالات مولوی محمد شفیع آمده است. همچنین این بخش به کوشش محمد شریف در مجله ی دانشکده ی شرقشناسى دانشگاه پنجاب در سال 1360ق. به چاپ رسیده است. بدین ترتیب بدایع وقایع درفاصله ی سالهای 1145 تا 1161ق. تألیف شده است. نسخه ی کاملى از آن در دانشگاه پنجاب لاهور و بخشهای جداگانه ی آن در علیگره(Aligarh) و رامپور موجود است. 9- دیوان اشعار: آنند رام صاحب دیوانى به فارسى و اشعاری به هندی بوده است. از دیوان مخلص نسخههایی در برخی کتابخانهها نگهداری می شود از جمله کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهورکه نسخه ای از رباعیات او را به خطّ خود مخلص با تاریخ بیست و هفتم صفر 1156ق. حفظ کرده است، وکتابخانه ی انجمن ترقّی اردوی کراچی(karachi) و کتابخانه ی دیوان هند که مجموعه ای از غزلیات و رباعیات اورا نگهداری میکند. 10- انتخاب تحفه ی سامى: که گزیدهای از تذکره ی سام میرزاست. 11- نامهای بلند به نثر: این نامه هنگام تاجگذاری شاه صفوی، به فرمان محمدشاه خطاب به وی نوشته شده است. 12- کتاب راحه الافراس: درباره ی نگهداری اسب که گویا برگردانی از متنی سانسکریت بوده است. 13- تذکره الشعرا: از تذکره الشعرای مخلص در هیچ یک از منابع معروف چون تذکرهنویسی فارسی در هند و پاکستان، تألیف سید علی رضا نقوی و تاریخ تذکرههای فارسی، تألیف احمد گلچین معانی نامی نیست و در برخی منابع از اثر دیگر او بدایع وقایع، با عنوان تذکره یاد شده است. «نسخهای از این تذکره در گنجینه ی حکیم چترسینگ(Chatersing) کتابخانه ی عمومی مهاراجه جیپور(Jaipur) بوده که بعداً به مؤسّسه ی تحقیقات عربی و فارسی در تونک(Tonk) هند، شماره ی 3297-Jaipur منتقل و برای اولین بار در فهرست آن کتابخانه معرفی شد. صولت خان از روی همین نسخه، پایان نامه دکتری خود را در سال 1993م. به راهنمایی قمر غفّار با عنوان «تصحیح انتقادی تذکرهالشعرای آنند رام مخلص با مقدمه و حواشی» در جامعه ی ملیه ی اسلامیه ی دهلی نو گذراند.»(نوشاهی،1385: 265-266) 14- مثنویات مخلص: مجموعه مثنویات مخلص به زبان اردو.
هنگامه ی عشق هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانهای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد داستان پدماوت، سروده ی ملک محمد جایسی به رشته ی تحریر درآورد. «پدماوت یکی از افسانههای باستانی هند است که پس از حمله ی علاءالدین خلجی به قلعه ی چتور (Chittor) زبانزد خاص و عام گردید. این داستان در اصل به دو قسمت تقسیم میشود: قسمت اول آن افسانه عشق و عروسی رتن سین (Ratan Sen) و پدماوتی (Padmavati) و بازگشت آنان به چتوراست. قسمت دوم که تا حدودی جنبه ی تاریخی دارد، مربوط به محاصره ی قلعه ی چتور به وسیله ی علاءالدین خلجی(695-715 ق.) و مرگ رتن سین و خودکشی (ستی) پدماوت است.»(عابدی، 1341: 75) ملک محمد جایسی (906-999ق.) نخستین سراینده ی این داستان است که در زمان سلطنت شیرشاه سوری (945- 952ق.) در سال 947 هجری آن را به زبان هندی به نظم درآورد. داستان پدماوت که جایسی آن را به نظم درآورده، از عالیترین شاهکارهای ادبیات هندی بهشمار میرود. داستان پدماوت به وسیله ی نویسندگان و شاعران مختلفی روایت شده است. اولین شاعری که این داستان را به فارسی ترجمه کرد، ملاعبدالشکور بزمی است. او آن را در سال 1028 ق. به نظم درآورد و نام «رت پدم» بر آن نهاد. شاعر دیگری که این داستان را از داستان پدماوتی جایسی به نظم درآورده، عاقل خان رازی، شاعر قرن یازدهم هجری است که این اثر «شمع و پروانه» نام دارد. همچنین شاعری به نام ذاکر، داستان پدماوت را در سال 1222 ق. به نظم درآورد. راوی گوبند منشی نیز داستان پدماوت را به نثر فارسی به رشته ی تحریر درآورده و آن را «تحفه القلوب» نامیده است. آنند رام مخلص نیز در سال 1152 ق. این داستان را به نثر فارسی ترجمه کرد و نام «هنگامه ی عشق» بر آن نهاد. مخلص فقط قسمت اول داستان را، آن هم به گونهای دیگر بیان کرده است. داستان عشق رتن سین و پدماوتی را شاعری به نام امام در سال 1223ق. در مثنوی بوستان سخن که نسخه خطّی آن به شماره 3085 در موزه ی ملّی هند در دهلی نو نگهداری میشود، آورده است. به جز این موارد، ترجمههای دیگری از این داستان نیز به فارسی موجود است؛ از جمله : مثنوی پدماوت (حسن غازانه)، مثنوی حسن و عشق (حسام الدین)، مثنوی فرح بخش (لچمیرام ابراهیمآبادی)، خلاصه نثر پدماوت (نواب ضیاءالدین احمدخان)، قصص پدماوت (حسین غزنوی)، خلاصه پدماوت جایسی(سیدمحمد عشرتی) (عابدی،1341: 75-89) بر اساس روایت آنند رام، قهرمانان داستان، «کنور سندر سین» پسر فرمانروای کرناتک (Karnatak) و «رانی چند پربها» از سیلان (Silane) میباشند. «کنور» به سرزمین محبوب خود رفته، در معبدی منتظر دیدار وی میشود؛ اما خواب بر وی غالب میآید و «رانی» به وسیله ی شخص بدکاری از معبد دزدیده میشود. رانی با توسّل به حیلهای، خود را از دست دزد میرهاند و به جستجوی کنور به راه میافتد.... مخلص در ابتدای کتاب پس از مناجات، دلیل نگارش هنگامه ی عشق را چنین بیان میکند: «امّا بعد بر خداوندان محبت و شوق و صاحبان وجد و ذوق پوشیده مباد که در سنه ی یک هزار و یکصد و پنجاه و دو هجری... به دکنی خدمتکار که خالی از مزاجدانی نیست، گفتم افسانهای باید گفت شاید به این بهانه دیده، طرح خواب اندازد... او این حکایت رنگین را که ملک محمد جایسی مصنف پدماوت در هندی به زبان پورب، سرتاسر چون پرده ی پوربی، لبریز درد نگاشته و بنای سخن بر معانی غریب و تشبیهات بدیع گذاشته است، نقل کرد. از آنجا که متضمّن نیرنگهای محبت است، بیاختیار دل را به درد آورد، با خود گفتم که اگر این معشوق هندی را در لباس قلمکار فارسی جلوه داده آید، ممکن که در نظر اهل ذوق این فن مستحسن نماید؛ لهذا قلم پریشانرقم، طرح تحریرش انداخت و ... به هنگامه ی عشق موسوم ساخت»(آنند رام، بیتا1: 2-3). او در پایان کتاب، تاریخ تألیف آن را با ماده تاریخ آورده است: «... به هر تقدیر چون این فقره ی چند مشعر است بر احوال آن ماه سپهر وفا، یعنی رانی چندر پربها، لهذا فکر معنی در کمند که کلمه نغمه ی چند، تاریخ اتمامش یافته بود، قلم پریشانخاطر قطعه ی آن بدین موجب تحریر نمود:
ویژگیهای نثر کتاب نثر این کتاب، اگرچه شاعرانه است و آراسته به انواع صنعتها و آرایشهای لفظی و معنوی و به قول مخلص، نثری رنگین؛ اما در مقایسه با برخی از آثار او از جمله دیباچه ی پریخانه، ساده و بیتکلّف است. او خود در پایان داستان تأکید میکند که در بند عبارتپردازی و نگارش متکلّفانه نبوده است: «...در بند عبارتآرایی و معانیپیرایی نبوده، حرفی چند سرسری نگاشتم؛ ورنه صد سال میتوان سخن از زلف یار گفت. با این همه اگر پای انصاف در میان باشد، عالمی دارد و دلی به درد میآورد. اگر گرفت و گیری در میان نیست و منظور استیعاب لذت است، این قدر هم کفایت میکند؛ و اگر معامله بالعکس است چه حاصل اگر قلم بدایعرقم، به تکلف، بساط سخن آراید.»(آنند رام، بیتا1: 49) - بهرهگیری از اشعار فارسی استفاده آنند رام از سرودههای خود و دیگر شاعران، در جایجای داستان، از ویژگیهای قابل توجه و ارزشمند این اثر است. در هنگامه عشق با مصرعها و ابیاتی از شاعرانی چون: حافظ، جامی، خاقانی، صائب، حکیم شفائی، ناصرعلی، عرفی، داراب بیگ جویا و نیز با ابیات، غزلها و مثنویهایی از مؤلّف روبرو میشویم. اشعار مخلص، غالباً در اوزان کوتاه، ساده و روان هستند. نمونههایی از اشعار آنند رام در هنگامه ی عشق:
***
- استفاده از اصطلاحات نسخهپردازی و نقاشی بر اساس آنچه که مخلص در دیباچه ی اثر دیگرش، پریخانه بیان داشته، از دل مشغولیهای دوره ی نوجوانی او، جمعآوری آثار خوشنویسی استادانی چون میرعلی و میرعماد و اوراق نقاشی استادان ممتاز بوده است.(نوشاهی،1385: 266)؛ از این رو مخلص با اصطلاحات خط، کتابت و نقاشی کاملاً آشنا بوده، بهرهگیری او از این اصطلاحات در خلق تشبیهات و استعارات گوناگون در شعر و نثر، تعلّق خاطر و اشراف او را بر آداب هنر خط و نقاشی نشان میدهد. در هنگامه ی عشق نیز آنچه که بسیار جلب توجه میکند، استفاده فراوان از اصطلاحات خط و نقاشی و کتابت است؛ اصطلاحاتی چون: شنجرف، مرقع، تذهیب، کاغذ باد، مشق، تحریر، نستعلیق، جدول، پیاله، نیرنگ، موقلم، مسطر، مقط، قلمکار و ... «...هنگامی که به سندهور رنگینش کنند، جدول شنجرفی است بر صفحه ی سیاهی کشیده.... زلف از دو جانب حلقهگردیده، دو لام نستعلیقی است از مشک به تحریر آمده... قامت، نیشکری است قد کشیده یا الفی است به خط شیرینرقم تحریر گردیده.»(آنند رام، بیتا1: 13) - استفاده از واژههای هندی «مخلص در نثرش واژگان هندی را به کار میبرد و نامهای هندی و فارسی را به هم اضافه و ترکیب میکند؛ ولی نوآموزان را از این کار برحذر میدارد.»(انوشه،1380: 2324) در هنگامه عشق، با واژههایی هندی بسیاری روبرو میشویم که بیشتر شامل اسامی خاص اشخاص، مکانها، گیاهان، بازیها و ... است که از جمله میتوان به واژههای: چیله (غلام)، پورب (مشرق)، کیله (درخت موز)، جوگی (مرتاض)، جوگن (زن مرتاض)، هولی (نام یکی از اعیاد هندوان)، مالا (گردنبند)، رانی (ملکه)، کیستگی (نام درختی است)، چتر (باهوش) و ... اشاره کرد. - استفاده از عبارات وصفی بلند مخلص در نثر این کتاب، از ترکیبات و عبارتهای وصفی طولانی و بلند بسیار استفاده کرده است، به گونهای که این ویژگی در سرتاسر این اثر به چشم می خورد. برای مثال: «چشم دنباله کشنده غزالی به کمند بندگردیده» / «درخشنده برقی است از ابر متجلیگردیده» / «تار ابریشمی است به غنچههای یاسمین پذیرفته آرایش.»(آنند رام، بیتا1: 13) - بهرهگیری از آرایههای ادبی «نویسندگان هندی همچنان که در شعر به استعاره و ترکیبات مجازی سخت معتادند، در نثر نیز استعاره را آزادانه بهکار میبرند.»(شفیعی کدکنی، 1378: 53) مخلص در هنگامه ی عشق، اگرچه داستانی را روایت میکند؛ اما برای آرایش سخن خود، دست به دامن آرایههای ادبی و شگردهای هنری میشود. آرایههایی چون: تلمیح، جناس، اغراق، تضاد، مجاز، کنایه، تشبیه، استعاره، تشخیص و... برای شناخت بیشتر و نمایاندن گونههای شاعرانهتر این اثر، به نمونههایی از آن اشاره می شود. 1- صنایع لفظی: مخلص به جنبه ی موسیقی سخن، بسیار توجّه داشته و از آن بهره جسته است. در نثر هنگامه ی عشق، اشکال مختلف موسیقی (معنوی و لفظی) به چشم میخورد. سجع، جناس، همحروفی و... نمونههایی از تلاش نویسنده برای آهنگین کردن نثر است. «دلی میخواهم چون اشک از مژه ی عاشق چکیده، از جوهر درد آفریده، دلی به رنگ لاله آتش حل کرده در پیاله، دلی چون قفس بلبل کارگاه ناله، دلی مانند چشم معشوقان شهره به سیاهمستی، دلی چون آیینه مصروف حسنپرستی، دلی بسان غنچه در جراحتکده معتکف، دلی چون بال کبک، تخته ی مشق الف.»(آنند رام، بیتا1: 2) 2- تشبیه: تشبیه از پرکاربردترین آرایههای ادبی در این کتاب است. از همه تشبیهات به کارگرفته شده، تنها به چند نمونه ی زیبا بسنده میشود: «آن ساعد سیمین، دسته گلی است پنهان در آستین.»(آنند رام، بیتا1: 14) «گردن، کافوری شمعی است که پروانهاش دل اهل انجمن.»(همان) «بند پیراهن گشودنش به واشدِ در باغ میماند.»(همان) 3- تصاویر بدیع و زیبا: یکیاز ویژگیهای بنیادین نثر فنی، پرداختن به تصویر است. در این کتاب نیز نمونههای فراوانی از تصویرپردازیهای زیبا و شاعرانه میبینیم. «ابرو دربانی است برای پریزاد حسن؛ دو کمانی است جهت صیاد حسن؛ دو مشکین سایبانی است افراخته؛ دو هلالی است یکجا به سپهر دلبری، طرح جلوه انداخته.»(آنند رام، بیتا1: 13) «خال رخسارش هندویی است دود آتش پرستی در دماغ یا دزدی است به کمین چیدن گل در باغ یا بر سر آتش سپندی است یا اختر طالع یکی از ستاره سوختگان دردمند.»(همان) 4- تشخیص: تشخیص، زندهترین و پویاترین گونه ی استعاره است. نثر هنگامه ی عشق، افزون بر انواع استعارهها، از آرایه ی تشخیص نیز بهره ی فراوان برده است. «مینا به اخراج غم از شهرستان دل، لوای سبز برافراشته و شیشه از ساغر مانند فرنگی پسران، کلاه بر سر کج گذاشته.»(آنند رام، بیتا1: 48)
نسخههای کتاب هنگامه ی عشق: 1- نسخه ی کتابخانه ی انجمن ترقّی اردو دهلی، هند شماره: 101- 3: ا ب: 61 تاریخ کتابت: ندارد خط: نستعلیق تعداد صفحه: 98 صفحه تعداد سطر در هر صفحه: 23 سطر تزئینات نسخه: عناوین شنگرف آغاز: خداوندا قلم آشفتهرقم را چه قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این بریده زبانِ ژولیدهبیان را چه یارا که به چمنآرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد. انجام: هر نقش قدم حرف سری میگوید؛ هر کهنه خرابه از دری میگوید؛ دنیاست فسانه پارهای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری میگوید. توضیحات: میکروفیلم این نسخه به شماره 1/7 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری میشود. 2- نسخه ی کتابخانه ی مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر، هند شماره: 871- 245/50 H.G. تاریخ کتابت: 1273ق. (1856م.) خط: نستعلیق تعداد صفحه: 166 صفحه تعداد سطر در هر صفحه: 11 سطر تزئینات نسخه: عناوین شنگرف آغاز: خداوندا قلم آشفتهرقم را چه قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این بریدهزبانِ ژولیده بیان را چه یارا که به چمنآرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد. انجام: هر نقش قدم حرف سری میگوید؛ هر کهنه خرابه از دری میگوید؛ دنیاست فسانه پارهای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری میگوید. توضیحات: میکروفیلم این نسخه به شماره40/5 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری میشود. 3- نسخه ی کتابخانه ی ایوان غالب دهلی، هند شماره: 105- 4417Acc. No. تاریخ کتابت: ندارد خط: نستعلیق شکسته تعداد صفحه: 153 صفحه تعداد سطر در هر صفحه: 11 سطر تزئینات نسخه: عناوین شنگرف آغاز: خداوندا قلم آشفته را چه یارا و قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این ژولیده جان و بریدهزبانِ را چه جرئت که به چمنآرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد. انجام: به ترانههای کنایهآمیز و لطیفههای شوقانگیز میل نمودند و دست آخر به این اکتفا نکرده، به دشنامهای رنگین... توضیحات: در پایان نسخه، افتادگی دارد. میکروفیلم این نسخه به شماره 3 /10 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری میشود. 4- نسخه ی کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور، پاکستان شماره: ج 821 ،873 ، جائس- مخل تاریخ کتابت: 17 رجب 1251ق. (1835م.) خط: نستعلیق شکسته تعداد برگ: 126 صفحه تعداد سطر در هر صفحه: 15 سطر تزئینات نسخه: عناوین شنگرف آغاز: ... مناجات به درگاه مجیب الدّعوات، الهی اگرچه گناهکارم پناه به تو میآرم. کرمت را بگو که از سرم سایه برنگیرد و عذرم همه اگر بدتر از گناه است که بپذیرد. انجام: هر نقش قدم حرف سری میگوید؛ هر کهنه خرابه از دری میگوید؛ دنیاست فسانه پارهای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری میگوید. توضیحات: در آغاز نسخه، افتادگی دارد.
نتیجه آنند رام، شاعر و نویسنده ی پارسى گوی هند، متخلّص به «مخلص» بین سالهای 1107 تا 1112 ق. در سودهره در بخش سیالکوت از توابع لاهور به دنیا آمد و در سال 1164ق. در چهارمین سال حکومت احمدشاه در پى بیماری نفثالدم (استفراغ خون) درگذشت. هنگامه ی عشق، نام داستان منثور عاشقانهای است که مخلص لاهوری، در سال 1152ق. به رشته ی تحریر درآورد. این اثر را میتوان ترجمهای آزاد از داستان پدماوت- از افسانههای باستانی هند- خواند که ملک محمد جایسی آن را در سال 947 ق. به زبان هندی منظوم ساخته است. نثر هنگامه ی عشق، اگرچه شاعرانه است و آراسته به انواع صنعتها و آرایشهای لفظی و معنوی و به قول مخلص، نثری رنگین؛ امّا در مقایسه با برخی از آثار او همچون دیباچه ی کتاب پریخانه، ساده و بیتکلّف است. بهرهگیری از اشعار فارسی خود و دیگر شاعران در جایجای داستان، استفاده فراوان از اصطلاحات نسخهپردازی، خط، نقاشی و کتابت در توصیفها، بهکاربردن عبارات وصفی بلند و استفاده از واژههای بومی هندی و اردو، از دیگر ویژگیهای نثر هنگامه ی عشق است. از این کتاب که تاکنون تصحیح و چاپ نشده، چهار نسخه در کتابخانههای انجمن ترقّی اردو دهلی، مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر و ایوان غالب هند و کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور پاکستان موجود است. | ||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||
|
منابع
1- آزاد بلگرامی، غلام علی، خزانه ی عامره، تصحیح ناصر نیکوبخت و شکیل اسلم بیگ، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1390 . 2- آنند رام لاهوری، مخلص، هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 101- 3: ا ب: 61، کتابخانه ی انجمن ترقی اردو دهلی، ]بی تا1[. 3- ------------ هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 871- 245/50H.G. ، کتابخانه ی مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر، 1273ق. 4- ------------ هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 105- 4417Acc. No.، کتابخانه ایوان غالب دهلی، ]بی تا2[. 5- ----------- هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره ج 821، 873، جائس- مخل، کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور، 1251ق. 6- امامی، نصرالله، مبانی و روشهای نقد ادبی، تهران: جامی، 1377. 7- انوشه، حسن، دانشنامه ی ادب فارسی در شبه قاره، ج4، بخش سوم، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380. 8- بهگوانداس، سفینه هندی، تصحیح سیدشاه محمد عطاءالرحمن کاکوی، پنته: اداره تحقیقات عربی و فارسی، 1958. 9- خوشگو، بندرابن داس، سفینه ی خوشگو، به کوشش سیدشاه محمدعطاءالرحمن کاکوی، پنته: لیبل لیتهوپریس، 1959. 10- دیچز، دیوید، شیوههای نقد ادبی، غلامحسین یوسفی و محمدتقی صدقیانی، تهران: علمی، 1366 . 11- ذوالفقاری، حسن، ریختشناسی افسانه ی عاشقانه گل بکاولی، فنون ادبی، سال دوم، شماره 1، تهران: 49- 62 ، 1389. 12- ---------- ملک خورشید و معشوق بنارس، پژوهشنامه ی دانشگاه شهید بهشتی، شماره 54، تهران: 255- 278، 1386. 13- رستگار فسایی، منصور، انواع نثر فارسی، تهران: سمت، 1380. 14- رضازاده شفق، صادق، وسعت انتشار زبان و ادبیات فارسی، ارمغان، شماره 1، تهران: 4– 9، 1336. 15- زرینکوب، عبدالحسین، یادداشتها و اندیشهها (از مقالات، نقدها و انتشارات)، تهران: اساطیر، 1371. 16- سید عبدالله، ادبیات فارسی در میان هندوان، محمد اسلم خان، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار، 1371. 17- شفیعیکدکنی، محمدرضا، ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، حجتالله اصیل، تهران: نی، 1378. 18- صدیقی، طاهره، داستانسرایی فارسی در شبه قاره در دوره ی تیموریان، اسلام آباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، 1377. 19- عابدی، امیرحسن، داستان پدماوت در ادبیات فارسی، مجله ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال 9، شماره 4، تهران: 75 -89 ، 1341. 20- عامر، خان محمد، تعامل ادبیات فارسی با فرهنگ هندوان، کیهان فرهنگی، شماره 216، تهران: 67-71، 1383. 21- عرفانی، عبدالحمید، داستانهای عشقی پاکستان، تهران: کتابفروشی ابن سینا، 1340. 22- غروی، مهدی، افسانههای عشقی هند باستان، مجله هنر و مردم، شماره 96 و 97، تهران: 60-67 ،1349 . 23- گوپاموی، محمد قدرتالله، تذکره ی نتایج الافکار، تصحیح یوسف بیگ باباپور، قم: مجمع ذخایر اسلامی،1387. 24- موسوی بجنوردی، محمدکاظم، دایرﺓالمعارف بزرگ اسلامی، ج 2، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1374. 25- نواب صدیق خان، تذکره ی شمع انجمن، تصحیح محمدکاظم کهدویی، یزد: دانشگاه یزد،1386 . 26- نوشاهی، عارف، پریخانه، نامه ی بهارستان، سال ششم، شماره اول و دوم، دفتر 11و12، تهران: 265- 284، 1385. 27- واله داغستانی، علیقلی، ریاضالشعرا، ج 4، تصحیح سیدمحسن ناجی نصرآبادی، تهران: اساطیر، 1384. 28- Grierson, G.A. & Dvivedi, Mahamahopadhyaya Sudhakara , The Padumawati of Malik Muammad Jaisi, Calcutta: Asiatic Society, 1896.29-Anand Ram Mokhles, www.iranicaonline.org.
References
1-Abedi, Amir Hasan, Dastan-e Padmavat dar adabiyyat-e Farsi, Journal of Faculty of Literature and Humanities, Tehran University, 9th Year, No. 4, Tehran: 75-89, 1962. 2-Amer, Khan Mohammad, Ta'amol-e adabiyat-e Farsi ba farhang-e Hendovan, Cultural Keyhan, No. 216, Tehran: 67-71, 2004. 3-Anand Ram Mokhlis, www.iranicaonline.org. 4- Anand Ram Lahori, Mokhlis, Hengame-ye eshgh, Manuscript No. 101-3:b:61, Anjuman Tarrqiy Urdu Library, Delhi. 5--------------------Hengame-ye eshgh, Manuscript No. H.G.50/245-871, Mowlana Azad Library, Aligarh, 1856. 6--------------------Hengame-ye eshgh, Manuscript No. Acc. 4417-105, Eyvan Ghaleb Library, Delhi. 7--------------------Hengame -ye eshgh, Manuscript No. j821, 873, Jaes- Mokhl, Punjab Public Library, Lahore, 1835. 8-Anoshah, hasan, Daneshname-ye adab-e Farsi dar Shebh-e gharreh, Vol.4, Tehran: Publication of the Ministry of Culture and Islamic Guidance, 2001. 9-Azad Balgrami, gholam Ali, Kazane-ye Amereh, Ed. Naser Nikobakht & Shakil Esalm Beyg, Tehran: Institute for Humanities and Cultural Studies, 2011. 10-Bhagvan Das, Safine-ye Hendi, Ed. Sayyed Shah Mahammad Ataorrahman Kakuy, Panta: Department of Arabic and Persian Research, 1958. 11-Daiches, David, Critical Approaches to Literature, Tr. Gholam Hosein Yosefi & Mohammad Taghi Sedghiani, Tehran: Elmi, 1987. 12-Emami ,Nasrollah, Mabani va ravesh-haye naghd-e adabi, Tehran: jami, 1998. 13-Erfani, Abdolhamid, Dastan-haye eshghi-e Pakistan, Tehran: Ebn-e Sina, 1961. 14-Gharavi, Mahdi, Afsane-haye eshghi-e Hend-e bastan, Journal of Arts & Humanities, No. 96 & 97, Tehran: 60- 67, 1970. 15-Gopamoy, Mohammad Ghodratollah, Tazkere-ye Natayej-alafkar, Ed. Yusof Beyg Babapur, Qum: Center of Islamic deposits, 2008. 16- Grierson, G.A. & Dvivedi, Mahamahopadhyaya Sudhakara , The Padumawati of Malik Muammad Jaisi, Calcutta: Asiatic Society, 1896.17-Khoshgu, Bandarebne Das, Safine-ye Khoshgu, Ed. Sayyed Shah Mahammad Ataorrahman Kakuy, Panta: Libel Litho press, 1959. 18-Mosavi Bojnurdi, Mohammad Kazem, Dayerat-olma'aref-e bozorg-e islami, Vol. 2, Tehran: the Center of the Great Islamic Encyclopedia, 1995. 19-Navvab Sadigh Khan, Tazkere-ye sham'-e anjoman, Ed. Mohammad Kazem Kahduyi, Yazd: Yazd University, 2007. 20-Nowshahi, Aref, Pari khaneh, Baharestan Letter, 6th Year, No. 1 & 2, Tehran: 284- 265, 2006. 21-Rastgare Fasayi, Mansur, Anva'-e nasr-e Farsi, Tehran: samt, 2001. 22-Rezazadeh Shafagh, Sadegh, Vossat-e enteshar-e zaban va adabiyat-e Farsi, Armaghan, No. 1, Tehran: 4-9, 1957. 23-Sayyed Abdollah, Adabiyat-e Farsi dar miyan-e Hendovan, Tr. Mohammad Eslam Khan, Tehran: Mahmud Afshars Foundation, 1992. 24-Sedighi, Tahere, Dastan-sorayi-e Farsi dar Shebhe gharreh dar dowre-ye Teymurian, Islamabad: Persian Research center of Iran and ,1998. 25-Shafisi Kadkani, Mohammad Reza, Adabiyyat-e Farsi az asr-e Jami ta ruzgar-e ma, Hojjatollah Asil, Tehran: ney, 1999. 26-Valeh Daghestani, Ali Gholi, Riyaz al sho'ara, Vol. 4, Ed. Sayyed Mohsen Naji Nasrabadi, Tehran: Asatir, 2005. 27-Zarrinkub, Abd-ul Hosen, Yaddasht-ha va andishe-ha, Tehran: Asatir, 1992. 28-zolfaghari, Hasan, Rikht shenasi-ye afsane-ye Gol-e Bakavali, Literary Techniques journal,2nd Year, No. 1, Tehran: 49-62, 2010. 29------------- Malek Khorshid va ma'shugh-e Banaresi, Research Journal Shahid Beheshti University, No.54, Tehran: 255-278, 2007.
| ||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5,287 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,478 |
||||||||||||